محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
188
اكسير اعظم ( فارسى )
سوخته هر يك سه درم جندبيدستر يك درم زيرهى كرمانى قسط پودينهى كوهى شيح ارمنى هر واحد چهار درم باريك سائيده به شراب قابض با آب گندم ناسرشته به وزن يك مثقال اقراص سازند و به آب پودينه يا به آب طرخون با شربت حب الآس بدهند و سك و رامك و آب مورد و گلاب و آب زرشك بر سينه ضماد نمايند و روغن آس كه در آن قدرى مرو كند بر سوده آميخته باشند بر سينه بمالند و گويند كه قنطوريون به آب جوشانيده صاف نموده نوشيدن سودمند است و در ابتدا استعمال عصارهى نعناع مخلوط به بعض ادويهى قابضه مسطوره نيز نافع . بالجمله آنجا كه سوء مزاج بارد كشف سبب انشقاق رگ باشد در تعديل كوشند به استعمال اشياى گرم و تر تا فساد مزاج زائل شود و بعده در قبض توجه نمايند به اشياى مذكوره و تدابير حار رطب در بحث سعال و ربو مفصل مذكور شد . [ ثابت بن قره ] ثابت بن قره گفته كه علاج نفث الدم از برودت ادويه مسخنه است كه در آنها اندكى قبض باشد و تناول لحوم لطيفه با حماض و از ادويهى نافعه دواى متخذ از كندر و گل سرخ و جندبيدستر است . [ جرجانى ] جرجانى مىنويسد كه اگر سبب برآمدن خون ترقيدن رگى باشد به سبب حركت سخت چون جستن و بانگ زدن و زخم آمدن يا ضربه بر سينه اول ابتدا به علاج كلى نمايند بعده ادويهى قابضه مثل گل ارمنى و غير آن به آب باران و شربت حب الآس يا شربت به دهند و اين دوا نيز قابض است گل مختوم كهربا هر يك سه درم گل ارمنى دو درم شب يمانى زعفران هر واحد يك نيم درم شربت دو درم صبح و شام و برگ خرفه خائيدن و از آن قليه ساختن نافع است و بدل آب آب باران دهند صمغ عربى و گل ارمنى در آن انداخته و از سخن گفتن باز دارند و ضماد و قابض كه مسطور شد بر سينه نهند . و اگر سبب انشقاق عرق ريح غليظ باشد كه در عروق محصور بود ابتدا به جذب ماده به سوى اسفل به ماليدن و بستن اطراف كنند بعده ادويهى كاسر رياح و مصلح شقاق مثل فلونيا و سنجرينيا و دحمرثا و ترياق كبير تازه و ادويهى كه در علاج شقاق به سبب بر و مفرط مذكور شد بدهند و قوابض استعمال نمايند . علاج نفث الدم از انفتاح عروق شيخ مىفرمايد كه در اينجا ادويهى قابضهى عفصه مع تغريه استعمال نمايند چنانچه در نوع سابق ادويهى محتاج اليه مغريه و ملحمه مع قبضاند و آن ادويه مثل گلنار و پوست انار و سماق و عصارهى طراثيث و عصارهى عساليج كرم و بلوط و برگ عوسج و كهربا و اقاقيا و حضض و عصارهى گل سرخ و عصارهى الراعى و شكاعى و عصارهى حصرم و هوفسطيداس است و گاه تقويت مىنمايند اين را و آنچه از اين مىسازند به شب يمانى و مازوى سبز و صبر و افسنتين و از آنها ادويه مركبه اقراص مىسازند و گاهى اين ادويه را به آب خالص و يا در بعض عصارات جوشانيده آب آن مىآشامند و گاه از آنها ضماد مىسازند و بر سينه مىگذارند و گاه مخلوط مىنمايند به آنها و جمع مىكنند ادويهى نفث الدم مذكوره و ادويهى صدر و ريه مثل كرفس و نانخواه و انيسون و سنبل درامك براى رسانيدن قواى ادويه نفث الدم به سرعت به موضع علت پيش از انكسار آنها و زعفران بهتر از اين ادويهى مذكور است زيرا كه آن را خصوصيت است به اعضاى نفس و آن نافذ مىشود به سوى آنها سريع تر از اين ادويه و گاه مخلوط مىنمايند به انها بعضى مخدرات نيز مثل پوست بيخ يبروج و خشخاش و بزر البنج و افيون و گاه مغريات مانند صمغ و قشار كندر و كتيرا و كوكب شاموش و طباشير و بارتنگ و لعاب اسپغول و تخم او و عصارهى خرفه و لعاب بهدانه به آنها مىآميزند . مسيحى گويد كه هرگاه نفث الدم از كشادن افواه عروق در بعض آلات تنفس باشد فصد باسليق كنند دور چند مرتبه اندك اندك خون بگيرند و دعت و سكون و ترك كلام لازم گيرند . و اگر با نفث الدم سرفه نباشد قدرى سركهى ممزوج بنوشند . و اگر در اينجا سعال باشد از سركه و هر چه مهيج سرفه باشد حذر كنند و در تسكين سعال كتيرا و صمغ عربى حيله كنند پس اگر نفث الدم منقطع نشود ادويهى قابضه مانع دم مثل گل ارمنى و گل مختوم و كهربا و شب يمانى بريان و عصاره الحيه التيس و گلنار و پوست انار و ما زد و سماق و گل سرخ و اقاقيا و جفت بلوط و عصارهى قرط و بسد و شاخ گوزن سوخته و شاذنج بارتنگ و عصارهى عصى الراعى استعمال نمايند و اين ادويه را اگر تپ و ورم در آلات جوف نباشد به شراب قابض بدهند . و اگر تپ يا فلغمونى باشد چيزى عفص مثل به و زعرور و امرود و حب الآس و ثمر عليق و برگ عوسج و برگ انگور دهند و غذا قليل الكميته و در كيفيت قابض لزج مىبايد . صاحب كامل و جامع گويند اگر نفث الدم از انفتاح عروق حادث گردد بايد كه نظر كنند اگر اين از امتلاى خون باشد فصد باسليق كشايند و خون به حسب احتمال قوت برآرند . و اگر از امتلاى اخلاط